#انتقام سخت
منتقم خون شهید سلیمانی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مدارا
نویسندگان
سه شنبه 8 مرداد 1387 :: نویسنده : مدارا

سیره‌ پیامبر اعظم در خوردن و آشامیدن

حضرت علی علیه‌السلام روایت شده است که فرمودند:

«حضرت رسول ‌اکرم صلی ‌الله علیه و آله وقتی کنار سفره قرار می‌گرفت چون بندگان می‌نشست و بر ران چپ خود تکیه می‌نمود. هر وقت با میهمان غذا میل می‌فرمود نخستین کسی بود که دست به طرف غذا دراز می‌کرد و بعد از همه دست از غذا می‌کشید تا این که میهمان کاملاً سیر شود و در اثر خجالت دست از غذا نکشد.»

هرگز دو نوع غذا بر سر سفره‌ آن حضرت نبود و اگر پیدا می‌شد از یک رنگ میل می‌فرمود و باقی را صدقه می‌داد.

سپس امیرالمومنین علی علیه‌السلام فرمودند:

«پیامبر اکرم شب‌ها بعد از نماز عشا شام میل می‌کرد و می‌فرمود: شام خوردن را ترک نکنید، زیرا ترک آن باعث خرابی بدن است، و در هر غذایی که خرما در آن بود اوّل خرما میل می‌کرد. حضرت رسول صلی‌ الله علیه و آله بعد از هر دو لقمه غذا، حمد خدا را می‌نمود و پس از غذا، خلال می‌کرد.

حضرت رسول اکرم صلی ‌الله علیه و آله هر وقت آب میل می‌فرمود: بسم‌الله می‌گفت و آب را می‌مکید و یک نفس نمی‌خورد و می‌فرمود: درد کبد از بلعیدن آب با یک نفس است. حضرت آب را با سه نفس تناول می‌کرد و در اول بسم‌الله و در آخر الحمدالله می‌گفت.

«پیامبر اکرم شب‌ها بعد از نماز عشا شام میل می‌کرد و می‌فرمود: شام خوردن را ترک نکنید، زیرا ترک آن باعث خرابی بدن است، و در هر غذایی که خرما در آن بود اوّل خرما میل می‌کرد. حضرت رسول صلی‌ الله علیه و آله بعد از هر دو لقمه غذا، حمد خدا را می‌نمود و پس از غذا، خلال می‌کرد.

رسول خدا همه رقم غذا میل می‌فرمود، خیار را با خرما میل می‌نمود و هندوانه را با خربزه و گاهی با خرما میل می‌نمود. غذای پیامبر صلی ‌الله علیه و آله بیشتر نان جو بود و با خرما میل می‌کرد. غذا را هرگز داغ نمی‌خورد تا این که سرد شود و سپس تناول می‌نمود. آن حضرت هرگز بر سر سفره‌ رنگین نمی‌نشت و غذا نمی‌خورد تا از دنیا رحلت نمود.»

امیرالمومنین علی علیه‌السلام ادامه داد:

«آن حضرت ظرف غذا را با انگشت خود پاک می‌کرد (کنایه از این که درون ظرف غذا هر چه بود می‌خوردند و اجازه نمی‌دادند که غذایی اسراف شده و دور ریخته شود) و هرگز تنها غذا نمی‌خورد، و می‌فرمود تا کاملاً گرسنه نشویم غذا نمی‌خوریم و قبل از این که کاملاً سیر شویم دست از غذا می‌کشیم. هرگز دو نوع غذا بر سر سفره‌ آن حضرت نبود و اگر پیدا می‌شد از یک رنگ میل می‌فرمود و باقی را صدقه می‌داد.

حضرت رسول اکرم صلی ‌الله علیه و آله هر وقت آب میل می‌فرمود: بسم‌الله می‌گفت و آب را می‌مکید و یک نفس نمی‌خورد و می‌فرمود: درد کبد از بلعیدن آب با یک نفس است. حضرت آب را با سه نفس تناول می‌کرد و در اول بسم‌الله و در آخر الحمدالله می‌گفت.

حضرت رسول‌ اکرم صلی‌ الله علیه و آله هنگام غذا خوردن به کسی که مقابلش نشسته بود تعارف می‌کرد و هنگام نوشیدن آب به کسی که طرف راستش نشسته بود تعارف می‌نمود. حضرت موقع مهمان داشتن می‌فرمود هر که ما را بیشتر دوست دارد بیشتر از غذا میل کند و آن حضرت سیر و پیاز و تره میل نمی‌کرد و می‌فرمود: سرکه و سبزی در سفره از سنّت است. آن حضرت می‌فرمود: اگر مومنی مرا به خوردن یک ذراع (پاچه‌ گوسفند) دعوت کند می‌پذیرم، ولی اگر منافق یا مشرک شتری بکشد و مرا به خوردن آن دعوت کند نمی‌پذیرم.»





نوع مطلب : پیامبر اعظم(ص)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 8 مرداد 1387 :: نویسنده : مدارا

سیره‌ رسول اکرم در معاشرت با مردم

در کتاب ارشاد القلوب دیلمی روایت شده است که:

«رسول خدا صلی ‌الله علیه و آله لباس خود را شخصاً وصله می‌کرد و کفش خود را تعمیر می‌نمود. گوسفندان خود را می‌دوشید. با بردگان هم‌غذا می‌شد و بر زمین می‌نشست بر چهار‌پای بدون زین سوار می‌شد و دیگری را بر پشت خود سوار می‌کرد. مایحتاج خانه را  خود از بازار تهیه می‌کرد و به سوی خانه می‌برد. با غنی و فقیر یکسان رفتار و برخورد می‌کرد و در هنگام مصافحه دست خود را نمی‌کشید تا طرف مقابل دست خود را بکشد. به هر کسی می‌رسید سلام می‌کرد چه توانگر و چه درویش، چه کوچک و چه بزرگ.

اگر به خوردن دعوت می‌شد آن را کوچک نمی‌شمرد هر چند یک خرمای پوسیده باشد. مخارج زندگی آن حضرت سبک و کم بود.

پیامبر اکرم صلی‌ الله علیه و آله دارای طبع بزرگ و خوش‌رو و خوش معاشرت بود. بدون آن که بخندد همیشه تبسّمی بر لب داشت، و بدون آن که چهر‌ه‌اش در هم باشد اندوهگین به نظر می‌رسید، و بدون آن که از خود ذلت نشان بدهد همواره متواضع بود، و بدون آن که اسراف کند سخاوتمند بود. قلبی رقیق و دلی ‌نازک داشت و نسبت به همه مسلمانان رئوف و مهربان بود.»

در مکارم الاخلاق طبرسی‌(ره) آمده است که:

«رسول خدا صلی ‌‌الله علیه و آله عادتش این بود که به آیینه نگاه می‌کرد و موی سر و صورت خود را صاف و مرتب می‌کرد و چه بسا این کار را در برابر آب انجام می‌داد، و نه تنها برای خانواده‌ خود، بلکه برای اصحاب خویش نیز زینت می‌کرد.»

رسول خدا فرمود:

«خدا دوست دارد بنده‌اش وقتی برای دیدن دوستان از خانه خارج می‌شود خود را زینت کند و آماده نماید.»

در مکارم الاخلاق طبرسی (ره) از حضرت علی علیه‌السلام چنین روایت شده است:

«هرگز نشد رسول خدا صلی ‌الله علیه و آله با کسی مصافحه کند و آن حضرت جلوتر از طرف مقابل دست خود را بکشد. و هرگز نشد که با کسی در کار و حاجتی همکاری کند و آن حضرت پیش از طرف مقابل از آن کار منصرف گردد. و هرگز نشد کسی با آن حضرت سر صحبت را باز کند و او قبل از طرف مقابل سکوت نماید. و دیده نشد پیش روی کسی پای خود را دراز کند.

و هرگز بین دو امر مخیّر نشد، مگر این که دشوارتر را انتخاب می‌نمود. اگر ظلمی به او می‌شد در مقام انتقام بر نمی‌آمد، مگر آن که حرمت‌های الهی هتک شود که در آن صورت خشم می‌فرمود و غضبش برای خدا بود. تا زنده بود در حال تکیه دادن غذا میل نفرمود. هیچ‌گاه چیزی از او خواسته نشد که در جواب، نه بگوید، و هرگز حاجت سائلی را رد نمی‌کرد، و چنانچه مقدور بود حاجت او را برمی‌آورد و اگر ممکن نبود با زبان نرم و شیرین او را راضی می‌ساخت.»





نوع مطلب : پیامبر اعظم(ص)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

حكومت حضرت مهدى(عج) در راستاى نبوت پیامبر اكرم(ص)

 

در روایتى كه بعثت پیامبر اكرم(ص) را بر پایه پنج شمشیر معرفى مى‏كرد، این مطلب نیز مطرح شده بود كه تا زمان طلوع خورشید از مغرب، سه شمشیر از پنج شمشیر، غلاف نخواهد شد؛ یعنى جنگ با مشركان و كافران اهل كتاب و غیر اهل كتاب، همواره تا این زمان ادامه خواهد داشت و تنها در این زمان است كه این مبارزه‏ها پایان خواهد یافت.
    در روایات مختلف، طلوع خورشید از مغرب، از علامت‏هاى قیامت معرفى شده است كه پس از قیام حضرت مهدى(عج) و كشته شدن دجال تحقق مى‏یابد و در این زمان، دیگر از كسى توبه و ایمان پذیرفته نخواهد شد.[30] بدین ترتیب، بعثت پیامبر اكرم(ص) و قیام حضرت مهدى(عج) هم سو و با یك هدف صورت مى‏گیرد و مبارزه‏اى كه رسول خدا(ص) براى از بین بردن كفر و شرك آغاز كرده بود، تا زمان قیام آن حضرت ادامه مى‏یابد. ایشان نیز با انگیزه تحقق بخشیدن به اهداف جدش قیام خواهد كرد.
    بنابراین، شناخت اهداف مبارزه حضرت مهدى(عج) مى‏تواند به شناخت انگیزه پیامبر اكرم(ص) در مبارزه‏اش یارى برساند ؛ زیرا تنها تفاوت بین این دو دسته مبارزه، این است كه یكى به آن غایت مقصود خویش نرسید و دیگرى با پیروزى قرین خواهد بود.
    در روایات مختلف، كه به بیان اهداف قیام حضرت مهدى(عج) پرداخته است، یكى از كارهاى ایشان بر پا كردن اسلام به گونه‏اى تازه، مانند عمل رسول خدا(ص) معرفى شده است. امام باقر(ع) دراین باره مى‏فرماید:
    یهدم ما قبله كما صنع رسول اللّه (ص) و یستانف الاسلام جدیداً.[31]
    آن چه قبل از او بوده را نابود مى‏كند؛ همان گونه كه رسول خدا(ص) انجام داد، و اسلام را به شكل جدید بر پا مى‏كند.
    امامهم‏ترین كار او، كه در روایات مختلف از شیعه و سنى نقل شده و از حد تواتر نیز گذشته است، برپایى قسط و عدل و از بین بردن ستم و جور در سراسر دنیا است؛[32] یعنى حضرت مهدى(عج) تنها براى این كه مردم مسلمان شوند و نماز بخوانند و روزه بگیرند، قیام نمى‏كند، بلكه هدف اساسى و محورى او برپایى اسلام، تحقق عدالت اجتماعى واز بین بردن ظلم و ستم در همه جهان است واین هدفى است كه قرآن كریم براى همه انبیا و رسولانى كه از سوى خداوند آمده‏اند، قرار داده است:
    (لقد ارسلنا رسلنا بالبینات ... لیقوم الناس بالقسط).[33]
    بدین ترتیب، وقتى هدف از مبارزات حضرت مهدى(عج) برپایى عدالت و از بین بردن هر گونه ظلم و ستم بوده و قیام او كاملاً هم سو با جهاد پیامبر اكرم(ص) است، بلكه طبق روایات ذكر شده، او همان كارى را انجام مى‏دهد كه رسول خدا(ص) انجام داد، پس هدف پیامبر اكرم(ص) نیز از جهاد و مبارزه، نابودى هر گونه ظلم و ستم و بسط عدالت در روى زمین بوده است، نه صرفا مسلمان شدن مردم و انجام تكالیف فردى، هر چند این نیز از اهداف بزرگ آن حضرت و فرزندش، حضرت مهدى(عج) خواهد بود.
    روایات دیگرى نیز در این باره وجود دارد كه حضرت مهدى پس از قیام خویش مالك زمین مى‏شود وهمه مردم از او اطاعت مى‏كنند. او زمین را آباد و خرابى‏هاى آن را اصلاح مى‏كند و خلافتش مستقر وامامتش كامل مى‏شود. حضرت على(ع) در این باره فرموده است:
    سیأتى اللّه بقوم یحبّهم اللّه و یحبّونه و یملك من هو بینهم غریب فهو المهدى... یملاً الارض عدلاً بلاصعوبة.... فیملك بلاد المسلمین بامان و یصفوا له الزمان و یسمع كلامه و یطیعه الشیوخ و الفتیان و یملاً الارض عدلا كما ملئت جورا فعند ذلك كملت امامته و تقرّرت خلافته...وتعمر الارض و تصفو و تزهوا بمهدیها و تجرى به انهارها...[34].
    این كه پیامبر اكرم(ص) داراى حكومت بوده است و خلافت و حكومت پس از ایشان نیز باید از نبوت سرچشمه مى‏گرفت و در میان اهل بیت استقرار مى‏یافت و حضرت مهدى(عج) سرانجام، چنین امرى را تحقق خواهد بخشید، از صدر اسلام در میان مسلمانان و مؤمنان واقعى معروف ومشهور بوده است. در صدر اسلام، درباره امور حكومت احتجاجات بسیارى بین شیعه و حاكمان و پیروان آنان صورت گرفته است.
    در احتجاجى بین معاویه و بنى هاشم، وقتى معاویه عقیده بنى هاشم را، كه خود رامستحق خلافت به واسطه نبوت مى‏دانستند، با این استدلال رد مى‏كند كه خلافت و نبوت با هم جمع نمى‏شوند، پس از آن، به اعتقاد بنى هاشم درباره حضرت مهدى اشاره مى‏كند و مى‏گوید: حكومت در دست ماخواهد بود تا آن را به او تحویل دهیم. آن گاه عبدالله بن عباس بر مى‏خیزد و پس از حمد و ثناى الهى با استشهاد به آیه شریفه:
    (فقد آتینا آل ابراهیم الكتاب والحكمة و آتیناهم ملكا عظیما).[35]
    همانا به آل ابراهیم كتاب و حكمت و ملك عظیمى عطا كردیم.
    مى‏گوید:
    «امّا قولك انا لا نستحق الخلافة بالنبوة فاذا لم نستحق الخلافة بالنبوة فبم نستحق؛[36] اما سخن تو كه ما به واسطه نبوت، استحقاق خلافت نداریم، پس اگر با نبوت استحقاق آن را نداشته باشیم، به چه استحقاق پیدا مى‏كنیم؟».
    این سخن، روشن مى‏سازد كه كسانى باید متصدى امر خلافت باشند كه نبوت در میان آنان بوده است و معیار دیگرى براى استحقاق خلافت وجود ندارد و این بدان معنا است كه حكومت، در خود نبوت نهفته است و اهل بیت پیامبر اكرم(ص) به واسطه قرابت با ایشان استحقاق خلافت را دارند




نوع مطلب : پیامبر اعظم(ص)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 فروردین 1386 :: نویسنده : مدارا

 

 

پیامبر اعظم  دولت
جایگاه مردم در حكومت

بیعت هایى كه در زمان پیامبر اكرم(ص ) انجام شده، در زمینه هاى مختلفى است:

  1. بیعت «عقبه اولى» در موسم حج بین پیامبر(ص) و دوازده نفر از انصار به وقوع پیوست. «عبادة بن صامت» بیعت یاد شده را چنین گزارش مى كند: «ما با پیامبر اكرم(ص) پیش از آنكه بر ما جنگ و نبرد واجب شود، بیعت نساء را به جاى آوردیم. مفاد آن بیعت این بود كه: به خدا شرك نورزیم؛ دزدى و زنا نكنیم؛ فرزندان خود را نكشیم؛ بهتان و افترا نبندیم؛ خدا و پیامبر را در امور معروف نافرمانى نكنیم و ...». چنان كه ملاحظه مى شود بیعت در اینجا به معناى ایمان به اسلام و اطاعت از احكام اسلامى است.

    2. بیعت «عقبه دوم» بین پیامبر(ص) و 73 مرد و دو زن به وقوع پیوست. در جریان این بیعت پیامبر(ص) فرمود: «از شما بیعت مى گیرم بر اینكه از هر چه اهل و عیال خویش را محافظت مى كنید، از من نیز صیانت و محافظت كنید».در اینجا بیعت، نوعى اخذ تعهّد و پیمان دفاعى است.

    3. بیعت «شجره رضوان»، سومین بیعت پیامبر(ص) است كه در سال هفتم هجرت با جمع كثیرى از مردم در حدیبیه بسته شد و بیعت بر جهاد و نبرد و نیز تجدید بیعت دوم بود. ابن عمر مى گوید: «ما با پیامبر(ص) بیعت بر اطاعت و پیروى كردیم و پیامبر(ص) به دنبال آن فرمود: آن قدر كه توانایى دارید».

4. بیعت دیگرى كه قرآن به آن تصریح كرده و موارد مذكور در بیعت را نیز ذكر كرده است «بیعة النساء» است، این بیعت در هنگام فتح مكه( سال هشتم هجرت ) صورت پذیرفته است، پس از فتح مكه مردم آمدند تا با پیامبر اكرم بیعت كرده اعلام وفادارى نمایند، پس از مردان نوبت به زنان رسید كه آیه 13 سوره ممتحنه نازل گردید. مواردى كه در این بیعت آمده است با آنچه در بیعت عقبه اولى ذكر شده مشابهت دارد.

از موارد فوق و بیعت هاى انفرادى دیگرى كه افراد تازه مسلمان با پیامبر گرامی اسلام می بستند این گونه به دست می آید كه:

1. مفهوم بیعت لزوما با انتخابات سیاسى امروز یكسان نیست و در موارد متعددى كه بحث از نمایندگى و سیاست نیست نیز بیعت به كار می رود. بیعت تعهدى است كه با پیشنهاد مقام والایى، در مسأله معینى، از بیعت كنندگان تعهد و وفادارى اخذ مى كند.

2. براى این كه بیعت، بر نظریه «وكالت از سوى شهروندان» و مقولاتی نظیر مردم سالارى و قرارداد اجتماعیِ قابل انطباق و مشروعیت ساز باشد، به ناچار باید یك طرف این پیمان، عموم شهروندان و یا اكثریت آنان و طرف دیگرش زمامدار جامعه باشد، ولى چنین پیمان مشروعیت دهنده اى در حكومت نبوى، تحقق نداشته است؛ زیرا حتى اگر بیعت رضوان ـ آن گونه كه این نظریه پرداز گمان برده است ـ و فرضا بیعت هاى دیگر انفرادى را هم مربوط به حكومت و زمامدارى بدانیم، فقط بیعت گروهى از شهروندان جریرة العرب ـ یعنى مسلمانان ـ اثبات مى شود و شهروندان دیگر، مانند اهل كتاب و مشركین، كه اكثریت جامعه را تشكیل مى دادند، در این بیعت حضور نداشتند، پس چگونه رسول خدا( ص )اهل كتاب را به قبول اسلام یا پرداخت جزیه، ملزم مى كرد؟

3. گرچه بیعت عقد است و از وجود طرفین برخوردار است و همچنان كه مردم پیمان می بندند كه بر شریعت استوار بوده و از اطاعت سرباز نزنند؛ پیامبر یا دیگر كسانى كه در طرف بیعت قرار می گرفتند، قول می دادند كه در مقابل از انجام مسئولیت و یا از وعده هاى اخروى كه داده اند تخلف ورزیده نشود؛ اما با این همه در بیعت جلوه اطاعت و قبول الزام از طرف مردم قوى تر است.

4. این قبیل بیعت ها به معناى انتخاب و توكیل زعامت و رهبرى سیاسى نیست. و هرگز نمی توان آن را مبناى مشروعیت اعلام كرد. آیةالله معرفت در این باره مى نویسد: «بیعت در دوران حضور (عهد رسالت و حضور امامان معصوم) تنها نقش یك وظیفه و تكلیف شرعى، در رابطه با فراهم ساختن امكانات لازم براى اولیاى امور را ایفا مى كرد. و مقام «ولایت و زعامت» سیاسى پیامبر و امامان معصوم، از مقام «نبوت و امامت» آنان نشأت گرفته بود و بر مردم واجب بود تا امكانات لازم را براى آنان فراهم سازند تا آنان بتوانند با نیروى مردمى،

مسؤولیت اجراى عدالت را به بهترین شكل به انجام رسانند و اگر مردم از این وظیفه سرباز مى زدند، هیچ گونه كاستى در مقام امامت و زعامت سیاسى آنان وارد نمى ساخت و در آن صورت، مردم تمرّد كرده و از اطاعت اولى الامر خویش تخلف ورزیده بودند.» 





نوع مطلب : پیامبر اعظم(ص)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 اسفند 1385 :: نویسنده : مدارا

اختیارات مالى پیامبر(ص)

اختیارات مالى پیامبر(ص)، نشان دهنده موقعیت رسول خدا(ص) در زعامت و رهبرى جامعه و نقش آن حضرت در دولت اسلامى است. آیات ذیل بیانگر این موضوع است:

1. (وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى  وَ الْیَتامى  وَ الْمَساكِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ) «و بدانید كه هر چه به شما غنیمت و فایده رسد، یك پنجم آن براى خدا و رسول و از آن خویشاوندان [او] و یتیمان و در راه ماندگان است».

2. (یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ) «چون امت از تو حكم انفال را سؤال كنند، جواب ده كه انفال مخصوص خدا و رسول است».

3. (ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى  رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى  فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى الْقُرْبى  وَ الْیَتامى  وَ الْمَساكِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ كَیْ لا یَكُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ مِنْكُمْ) «و آنچه كه خدا از اموال ساكنان آن قریه  ها عاید پیامبرش گردانید، از آن خدا و از آن پیامبر [او ]و متعلق به خویشاوندان نزدیك [وى ] و یتیمان و بینوایان و در راه  ماندگان است، تا میان توانگران شما دست به دست نگردد».

با كمترین آشنایى با منطق قرآن و فقه اسلامى، مى  توان فهمید كه این بودجه فراوان، به عنوان منبع هزینه زندگى شخص پیامبر(ص) و یا منبع هزینه تبلیغ احكام از سوى آن حضرت نیست؛ بلكه نوعى تأمین اجتماعى و بودجه دولتى است. به بیان امام حسن عسكرى(ع): «خداوند با سپردن نیمى از خمس به پیامبر(ص)، تربیت یتیمان، برآوردن نیازهاى مسلمین، پرداخت بدهكارى آنان و تأمین هزینه حج و جهاد را، از او خواسته است»

 





نوع مطلب : پیامبر اعظم(ص)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 20 شهریور 1385 :: نویسنده : مدارا

اخلاق پیامبر  - تجمل و آراستگی

 

پیامبر(ص) چون می خواست به مجلسی وارد شود و با مردم ملاقات کند, به آراستگی ظاهر خویش توجه وافری داشت, در آینه می نگریست, موی ها و محاسن مبارکش را شانه می زد, لباس تمیز و مرتب می پوشید و چنان خویش را معطر می ساخت که از مسافتی دور, بوی خوش عطر آن حضرت به مشام می رسید.

یکی از یاران پیامبر(ص) می گفت: «قبل از این که حضرت به مسجد وارد شود, ما خبردار می شدیم, زیرا بوی عطرش می پیچید و ما را متوجه ورودش می ساخت.»

محبوب ترین عطرها نزد آن حضرت(ص) مشک بود. مشکدانی داشت که پس از هر وضو بلافاصله آن را بدست می گرفت و خود را معطر می ساخت, در نتیجه چون خانه را ترک می کرد, بوی خوش آن در معبر آن حضرت(ص) منتشر می شد.

از امام صادق(ع) نقل است هزینه ای که آن حضرت(ص) برای تهیه عطر می پرداخت, بیش از آن مقداری بود که برای تهیه خوراک صرف می کرد.

به طور کلی آن حضرت(ص) بوی خوش را دوست می داشت و از بوهای بد متنفر بود.

در روایتی به علی(ع) فرمود: «یا علی! جمعه ها خود را خوشبو کن, زیرا این سنت من است و تا زمانی که بوی آن از تو نمایان باشد, برایت حسنه می نویسند.» [1]

امام صادق (ع) در روایت دیگری فرمود: آن حضرت موهای خویش را چندان بلند نمی نمود که محتاج فرق باز کردن باشد, جز در یک مورد و آن هنگامی بود که کفار قریش از ورود آن حضرت(ص) به مکه ممانعت کردند, چون حضرت احرام بسته بود و نمی خواست تقصیر کند, تا سال بعد که حج به جای آورد همچنان موی خود را باقی گذارد و در این دوران فرق خویش را از وسط باز می نمود.

خود آن حضرت(ص) فرمود: «خداوند دوست دارد هرگاه بنده اش می خواهد به ملاقات برادرانش بشتابد, خود را آماده نماید و به جمال بیاراید». [2]

به آراستگی موها سفارش می کرد و می فرمود: «سر و سیمای خویش را اصلاح کنید, کسی از شما شارب (سبیل) خویش را بلند نکند, زیرا شارب بلند پناهگاه شیطان (میکروب) خواهد بود. گرفتن شارب آن چنان که لب آشکار شود سنت است. کسی که موی دارد, یا آن را کوتاه کند و یا به خوبی سامان دهد. شانه زدن مستحب است و برای هر نماز واجب یا مستحب- پاداش دارد.»

پیامبر(ص) به مردی نگریست که محاسن بلندی داشت, فرمود: «چه می شد اگر محاسنش را اصلاح می کرد؟» خبر به آن مرد رسید. محاسنش را اصلاح کرد که نه بلند بود و نه کوتاه. سپس به به دیدار آن حضرت(ص) آمد. پیامبر(ص) با دیدنش با یاران فرمود: «این گونه اصلاح کنید.»

می فرمود: «لباس های خود را بشوئید، موهای خود را کوتاه کنید، مسواک بزنید, آراسته و پاکیزه باشید, زیرا یهودیان چنین نکردند و همسرانشان بدکاره شدند.» از مردان می خواست تا ناخن هایشان را کوتاه کنند و از زنان می خواست تا ناخن هایشان را بلند نمایند و آن را زینت و آرایش می دانست.

به بانوان اجازه داده بود تا موی سر خویش را رنگ بزنند و دستان خود را خضاب کنند تا دستانشان مانند دست مردان زمخت نباشد و نزد شوهران خود آراسته باشند.[3]

رسول خدا(ص) در تفسیر زینت در آیه «خذو زینتکم عن کل مسجد» فرمود: مراد شانه است. شانه زدن روزی را فراوان می کند, موی را نیکو می سازد, حاجت را روا می کند, نیروی مردانگی را تقویت می نماید, بلغم را برطرف می کند و برهوش انسان می افزاید.

 

پی نوشت ها:

1 سنن النبی, ص 91.

2 پاسدار اسلام, شماره 222.

3 نگین هستی, ص 20

 





نوع مطلب : پیامبر اعظم(ص)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 25 تیر 1385 :: نویسنده : مدارا

اخلاق پیامبر- معیشت و كسب روزی

 

روزی مردی از انصار از او کمک مادی خواست. پیامبر خدا(ص) از او پرسید در خانه چیزی داری؟ مرد پاسخ داد: آری! گلیمی دارم و کاسه ای چوبین. حضرت(ص) فرمود: آنها را بیاور. مرد آنها را آورد. حضرت(ص) آنها را گرفت و فرمود: آیا کسی هست که این ها را بخرد؟ مردی گفت: هر دو را به یک درهم می خرم. پیامبر(ص) پرسید: چه کسی بیشتر می خرد؟ مرد دیگری گفت: من دو درهم می خرم. حضرت آنها را به آن مرد داد و دو درهم را گرفت و به مرد انصاری داد و فرمود: با یک درهم غذایی بخر و به خانواده ات بده و با یک درهم دیگه تیشه تهیه کن و برایم بیاور.

مرد چنین کرد. حضرت(ص) چوبی را به عنوان دسته در آن قرار داد و فرمود: برو هیزم جمع آوری کن و تا پانزده روز دیگر نزد من بیا.

مرد پس از دو هفته با ده درهم آمد و ب آن لباس و مواد غذایی خرید. پیامبر(ص) فرمود: این کار برایت از خواهش کردن بهتر است. خواهش کردن (تکدی) در روز قیامت به صورت لکه ای در چهره ات نمایان می شود.

سپس فرمود: درخواست کردن شایسته نیست مگر برای بینوای بسیار گرسنه, یا بدهکاری که قدرت پرداخت ندارد, یا صاحب دیه ای دردمند.

کسی که از دسترنج خویش بخورد, پروردگار با مهربانی به او می نگرد هرگز عذابش نمی کند و درب های بهشت به رویش گشوده می شود تا از هر دری که بخواهد وارد شود. (نگین هستی, ص 51)

تبصره: حضرت(ص) می توانست از مال خویش به آن مرد انصاری ببخشد, همانگونه که گاهی مال فراوان به کسی می بخشید ولی بخشیدن به کسی که توان کار کردن دارد را کاری درست نمی دانست و تکدی گری را ترویج نمی کرد.

ثروت اندوزی از راه باطل را نکوهش می کرد و می فرمود: «هر کس برای امت من یک شب آرزوی گرانی کند خداوند عبادت چهل ساله او را باطل می کند.»

در مقام کسب حلال تشویق می نمود و می فرمود: «کسی که از پذیرفته شدن دعاهایش شاد می شود, باید درآمدش را پاکیزه سازد همانا خداوند افرادی دین باور پیشه ور را دوست دارد.»

خارج شدن از منزل صبح زود را مستحب بر شمرد و فرمود: «صبح زود در جستجوی درآمد و نیازهای خود بروید, زیرا صبح خیزی مایه برکت و رستگاری است.» آن حضرت(ص) در دعایی فرمود: «خداوندا! صبح زود را برای امت من خجسته گردان.»(خصال صدوق، ص 383)

تجارت را با برکت می دانست و فرمود: «تاجر راستگوی امین, با پیامبران, صدیقان و شهیدان است. اگر خداوند به بهشتیان اجازه می داد تجارت عطر و پارچه می کردند.»

«پاکیزه ترین درآمد کسب تاجرانی است که هرگاه سخن می گویند, دروغ نمی گویند, هر زمان که امینشان قرار دهند, خیانت نمی کنند, اگر وعده دهند, تخلف نمی کنند, زمانی که بخواهند چیزی بخرند, از آن کالا بد نمی گویند هنگامی که بخواهند بفروشند بیش از اندازه نمی ستایند, برای تحویل معطل نمی کنند و بدهکار خود را در تنگنا قرار نمی دهند.»

برترین سرمایه را در گوسفنداری دانست و فرمود: «بر شما باد به گوسفنداری و کشاورزی که هماره مایه خیر و خوبی اند.» خود آن حضرت(ص) نیز صد گوسفند داشت که نمیخواست از آن تعداد بیشتر شوند از همین روی هر گاه بره ای متولد می شدگوسفندی را صرف خوراک خانواده خود و بینوایان می ساخت.

می فرمود: «روزی خود را در نهان زمین بجویید.» هرگاه کشاورز بذری را از راه حلال در دست خود می گیرد, فرشته ای ندا می دهد: «یک سوم برای دهقان, یک سوم برای پرندگان و یک سوم برای چهارپایان. چون آن را بر زمین می پاشد, برای هر دانه بذر, ده نیکی برایش می نویسند.چون آن را آبیاری می کند و بذر می روید گویی در برابر هر دانه, انسان مؤمنی را زنده ساخته است و تا دهقان آن کشته را درو کند, خدای تعالی او را می ستاید. چون آن را بکوبد, گویا گناهانش را له می کند. هنگامی که خرمن را باد می دهد, گناهانش نیز بر باد می روند, زمانی که آن را وزن می کند, بسان روز تولد از گناهان خارج می شود, وقتی آن محصول را به خانه می برد و اهل خانه شاد می شوند, عبادت چهل ساله را بر او می نگارند و چون از آن به گرسنه, همسایه و بیچاره یم دهد, آفریدگار او را از عذاب خود در امان نگه می دارد.»(نگین هستی, ص 52)

از او پرسیدند: «چه ثروتی بهتر است؟» فرمود: «کشته ای که صاحبش آن را بکارد, سامان دهد و روز درو زکاتش را پرداخت نماید.»

 





نوع مطلب : پیامبر اعظم(ص)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 17 تیر 1385 :: نویسنده : مدارا

انگشتر پیامبر 

حضرت رسول (ص ) چون مى خواست ملل غیر عرب را به اسلام دعوت كند امر فرمود انگشترى از نقره بسازند و نقش آن خاتم در سه سطر چنین بود. محمد در یك سطر و رسول در یك سطر و الله در یك سطر مجموع آن (محمد رسول الله ) و نامه ها را با آن خاتم مهر مى فرمود و آن را در انگشت داشت تا وفات یافت .
پس از آن حضرت ، ابوبكر آن را گرفت و در دست داشت تا در گذشت و سپس به عمر رسید و آن را نگاه داشت تا وفات یافت . آنگاه عثمان آن را گرفت و چند سال در انگشت او بود تا آنكه عثمان دستور داد براى تاءمین آب آشامیدنى مردم مدینه چاهى حفر نمایند و روزى بر لب آن چاه نشسته بود و با آن خاتم بازى مى كرد و در انگشت خود مى گردانید. ناگاه از انگشتش بیرون آمد و در چاه افتاد.
مردم به جستجوى آن پرداختند و مقدار زیادى گل از چاه بیرون آوردند ولى آن را نجستند و حتى براى پیدا كردن آن مالى بسیار جایزه معین كرد اما آن انگشتر پیدا نشد و عثمان سخت غمگین شد و مردم آن را به فال بد گرفتند.





نوع مطلب : پیامبر اعظم(ص)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 23 خرداد 1385 :: نویسنده : مدارا

 

شوخی های پیامبر

   مومن، باید خوشرو و خوش برخورد باشد. اگر به سیره پیامبر(ص) نظر كنیم می بینیم كه ایشان، در برخورد با مومنین بسیار شاداب و خوشرو بودند. مطالبی كه اینجا می خوانید، بیشتر نشان دهنده این هستند كه پیامبر تا چه حد شوخ و سرزنده با دیگران برخورد می كردند.

پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) شوخی می كرد ولی به جز سخن حق چیزی نمی گفت.

 

زید بن اسلم می گوید: زنی با پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) در مورد شوهرش سخن گفت، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: همانی كه در چشمش سفیدی است گفت نه در چشمش سفیدی نیست، پس از آن برای شوهرش گفته پیامبر را نقل كرد شوهرش گفت مگر نمی بینی سفیدی چشم من بیشتر از سیاهی آن است.

 

پیرزنی از انصار به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض می كند از خداوند برای من بهشت را طلب كن. حضرت فرمودند: پیرزن داخل بهشت نمی شود. پیرزن اندوهگین شد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خندیدند و فرمودند: مگر نشنیده ای قول خداوند را در مورد بهشتیان كه ما آنان را به ابداع آفریده ایم  و دوشیزگان داشته ایم.[یعنی زنان بهشتی به صورت جوان و دوشیزه وارد بهشت می شوند]

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به پیرزنی از قبیله اشجع فرمود: ای اشجعیه! پیرزن داخل بهشت نمی شود. بلال او را دید كه گریه می كند به پیامبر مطلب را عرض كرد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود سیاه نیز داخل نمی شود هر دو نشستند و مشغول گریه شدند عباس آنان را دید و به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مطلب را عرض كرد. حضرت فرمود: پیرمرد نیز داخل نمی شود، سپس حضرت آنان را فراخواند و آنان را دلداری داد و فرمود: خداوند آنان را به بهترین شكل در روز قیامت می آورد و داخل بهشت می شوند به صورت جوان نورانی و فرمود اهل بهشت جوانان بدون مو و سرمه كشیده اند.

 

جد خالد قسری زنی را بوسید، زن به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) شكایت كرد، حضرت او را احضار كردند، او به كار خود اعتراف كرد و گفت اگر او هم می خواهد قصاص كند و مرا ببوسد من آماده ام، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و اصحاب آن حضرت تبسم نمودند و فرمودند دیگر این كار را نكن. گفت نه، به خدا قسم دیگر نمی كنم. پیامبر از او گذشتند.

 

امام صادق علیه السلام از امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پیرزن بی دندانی را دیدند و به او فرمودند پیرزن بی دندان داخل بهشت نمی شود. پیرزن گریه كرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند چرا گریه می كنی؟ گفت من دندان ندارم پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خندیدند و فرمودند با این حالت داخل بهشت نمی شوی

 





نوع مطلب : پیامبر اعظم(ص)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 فروردین 1385 :: نویسنده : مدارا
امر به معروف و نهى از منكر

 رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم: «و اذا لم یامروا بالمعروف و لم ینهوا عن المنكر و لم یتبعواالاخیار من اهل بیتی، سلط الله علیهم اشرارهم فیدعو عند ذلك‏خیارهم فلا یستجاب لهم‏». هرگاه مردم امربه معروف و نهى از منكر را ترك نمایند و ازنیكان خاندان من پیروى نكنند خداوند بدانشان را بر آنان مسلطگرداند، در این هنگام خوبان ایشان دعا كنند ولى دعایشان‏مستجاب نشود. رسول خدا صلى الله علیه و آله: «لا یزال الناس بخیر ما امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر وتعاونوا على البر فاذا لم یفعلوا ذلك نزعت عنهم البركات و سلطبعضهم على بعض، و لم یكن لهم ناصر فی الارض و لا فی السماء.» مردم همواره در خیر و بركت‏اند تا هر زمان كه امر به معروف ونهى از منكر كنند و یكدیگر را بر كار خیر كمك رسانند پس هرگاه آن را به جا نیاورند بركات از آنان سلب گردد و گروهى برگروه دیگر مسلط شود به طورى كه براى آنان یاورى نه در زمین‏باشد و نه در آسمان. امام على علیه السلام: «و امر بالمعروف تكن من اهله و انكر المنكر بیدك و لسانك وباین من فعله بجهدك و جاهد فی الله حق جهاده و لا تاخذك فی‏الله لومة لائم و خض الغمرات للحق حیث كان.» [فرزندم حسن] به كار نیك امر كن تا در شمار نیكوكاران درآیى وبه دست و زبان كار ناپسند را زشت‏شمار و از آن كه كار ناپسندكند با كوشش خود را دور بدار. در راه خدا بكوش، چنان كه شاید،و از سرزنش ملامتگرانت‏بیمى نداشته باش براى حق به هر دشوارى‏هرجا بود وارد شو.

امام على علیه السلام: «ان الله تبارك و تعالى لم یرض من اولیائه ان یعصى فی الارض وهم سكوت مذعنون لا یامرون بالمعروف و لا ینهون عن المنكر، فوجدت‏القتال اهون علی من معالجة الاغلال فی جهنم‏». همانا خداوند از اولیاء خود نپسندیده كه معصیت او در زمین‏بشود و آنها ساكت و آرام باشند و امر به معروف و نهى از منكرنكنند، پس پیكار را از تحمل غلهاى جهنم آسانتر یافتم.

امام على علیه السلام: «قوام الشریعة الامر بالمعروف و النهی عن المنكر و اقامة‏الحدود.» شالوده دین بر امر به معروف و نهى از منكر و برپا داشتن حدودالهى استوار است.

امام على علیه السلام: «ان الامر بالمعروف و النهی عن المنكر لا یقربان من اجل ولا ینقصان من رزق و افضل ذلك كلمة عدل عند امام جائر.» امر به معروف و نهى از منكر مرگ را نزدیك نمى‏سازند و از رزق وروزى نمى‏كاهند و برتر از همه اینها سخنى عادلانه است نزدپیشوایى ستم‏پیشه.امام على علیه السلام: «فان الله سبحانه لم یلعن القرن الماضی بین ایدیكم الا لتركهم‏الامر بالمعروف و النهی عن المنكر فلعن الله السفهاء لركوب‏المعاصی و الحلماء لترك التناهی.» همانا خداوند سبحان مردم دوران گذشته را كه پیش از شماینداز رحمت‏خود دور نفرمود، جز براى آن كه امر به معروف و نهى ازمنكر را ترك كردند. پس خداوند بى‏خردان آنان را لعنت كردبه خاطر نافرمانى كردن و خردمندان را به (گناه) ترك نهى‏یكدیگر.

امام باقر علیه السلام: «ان الامر بالمعروف و النهی عن المنكر فریضة عظیمة تقام بهاالفرائض و تامن المذاهب و تحل المكاسب و ترد المظالم و تعمرالارض و ینتصف من الاعداء و یستقیم الامر.» امر به معروف و نهى از منكر دو فریضه بزرگ الهى است كه دیگرفرائض با آنها بر پا مى‏شوند و به وسیله آنها راهها امن مى‏گرددو كسب و كار مردم حلال مى‏شود و حقوق افراد بدیشان بازگردانده‏مى‏شود و در سایه آن زمین‏ها آباد و از دشمنان انتقام گرفته‏مى‏شود و در پرتو آنها همه كارها رو به راه مى‏گردد.

امام صادق علیه السلام: «قال رسول الله صلى الله علیه و آله: ان الله عز و جل لیبغض المؤمن الضعیف الذی لا دین له، فقیل له: و ما المؤمن الذی لا دین له؟ قال: الذی لا ینهى عن المنكر». پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود: خداى عز وجل نسبت‏به مؤمن ضعیف و سستى كه دین ندارد خشمناك‏است. پرسیدند: مؤمنى كه دین ندارد كدام است؟ فرمود آن كه نهى‏از منكر نمى‏كند. امام صادق علیه السلام: «اذا راى المنكر فلم ینكره و هو یقدر علیه فقد احب ان یعصى‏الله و من احب ان یعصى الله فقد بارز الله بالعداوة.» اگر كسى كار ناپسندى را ببیند و با داشتن توانایى، آن را زشت‏نشمارد، دوست داشته باشد كه خداوند عصیان شود و هر كه دوست‏باشد كه خداوند عصیان شود، به دشمنى با خدا پرداخته است.





نوع مطلب : پیامبر اعظم(ص)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ثبت سفارش تایپ و ترجمه
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic